اخبار:
پيش سخن: وابستگي دين به تبليغات مثل نيازمندي انسان به غذا است؛ اگر غذا سر وقت به بدن نرسد جسم ضعيف و اندام سست و بيحركت ميگردد. تبليغات به موقع از دين ميتواند باعث گسترش و توسعه آن گردد و قوانين آن را زنده و كارساز جلوه دهد. بيجهت نيست كه ذات حق اين همه اصرار به ارسال رسل و انزال كتب نموده و زمين را بدون انبيا و اوليا خود رها نساخته است؛ كل تلاشها به خاطر اين است كه دين حق وارد زندگي بشر گردد و انسان سعادت خود را در قالب آن جستجو كند. بنابراين ضرورت دين به تبليغ آشكار است و غفلت از آن در جوامع ديني جايز نيست.
مقدمه
1. تبليغ در دنياي امروز به عنوان بخشي از علوم بشري به نام « دانش ارتباطات» يكي از پيچيدهترين و مهمترين آوردگاه مبارزه شناخته ميشود؛ دانشي كه همهي دانشهاي متداول، از تكنولوژي پيشرفته گرفته تا روانشناسي، جامعهشناسي و... در آن به خدمت گرفته ميشود تا هر كس بتواند اهداف پيدا و پنهان خويش را در وجود انسانها نهادينه كند.
آيزنهاور رئيس جمهور اسبق آمريكا گفته بود: بزرگترين جنگي كه در پيش داريم، جنگ تسخير اذهان انسانها است. [1] و اينك اين جنگ مدتها است كه شروع شده و ما در يك جهان در حال جنگ به سر ميبريم، اين بار جنگ جهاني سوم بر سر تصرف زميني صورت نميگيرد، اين جنگ براي كنترل افكار و روحيات بشر آغاز شده و عرصهي آن دهكدهي جهاني عقايد و اطلاعات است[2]
آخرین بروزرسانی (دوشنبه ، 17 بهمن 1390 ، 06:03)
پيشگفتار: يكي از ابعاد مطالعاتي دين، مطالعهي نقش و كاركرد دين در زمينهي اجتماع است. مطالعهي دين در زمينهي اجتماع به بحث دربارهي نقش و تأثير متقابل دين و اجتماع ميپردازد و با روش جامعهشناختي ميزان تأثيرگذاري دين در نهادها و ساختهاي مختلف اجتماع، سياست، اقتصاد، فرهنگ و روابط اجتماعي را از يكسو و تأثير متقابل اجتماع و شرايط اجتماعي بر دين را از سوي ديگر بررسي و تبيين ميكند. از اينرو مطالعهي جامعهشناختي دين يكي از عمدهترين محورهاي دينپژوهي به شمار ميآيد.
امام صادق(ع) ميفرمايد ان العلماء ورثه الانبياء* به راستي عالمان وارثان انبياء هستند. با دقت و تعمق، به مفردات كلام زيبا و نوراني حضرت، به چه چيزي دست مييابيم؟ اهميت چه مسئلهاي آشكار ميگردد؟ و چه روزنهاي فراروي ما گشوده ميشود؟ اولين چيزي كه زمينهساز جواب دهي به سؤالات فوق و درك كلام امام(ع) ميشود، اين است كه بدانيم، عالم كيست؟ معيار در شناخت او چيست و وظايف شخص عالم و در كل، جامعهي علما در قبال مردم چيست؟ انبياء مأمور چه بودند كه بعد از آنان دستهاي بنام علماء وارثان آنها معرفي گرديده است؟
در اينجا اين سوال مطرح ميشود, عامل از خود بيگانگي چيست؟ به عبارت ديگر چه باعث ميشود تا انسان با خودش بيگانه شود؟ به جاي اينكه به فكر خود باشد و در پي كمال خود تلاش نمايد تا به سعادت و خوشبختي برسد براي بيگانه زحمت ميكشد و سالها آب را به هاون ميكوبد؟ عوامل از خود بيگانگي ممكن است بسيار باشد در اينجا به چند تا از آنها اشاره ميكنيم.
هر كسي كه بخواهد در ارتباط با حادثهاي تحليل ارائه دهد كه خود آن را از نزديك مشاهده نكرده و در پيدايش آن نقش نداشته است، بي شك به تفسيرهايي دست ميزند كه تراوش فكري و تحليلهاي ذهني شخص او است و سعي ميكند از نظراتش بر تحليل و بررسي آن حادثه استفاده كند. ازاينرو بهتر است كه در معرفي و تفسير رخدادهاي مهم، از آفرينندگان آنها استمداد جست. در تفسير حادثه كربلا و قيام امام حسين(ع) و بررسي علل و عوامل آن بايد به سراغ كلمات و سخنان معمار اصلي آن حادثه يعني حسين بن علي «عليهما السلام» رفت تا سير تحولات، علل و اهداف آن به درستي و روشني مشخص شود.

